طراحی ابزار (جیگ وفیکسچر) عبارت است از فرآیند طرح، محاسبه و ایجاد روش ها و فنونی که برای افزایش بازدهی و بهره وری تولید ضروری هستند. به کمک این فرآیند است که صنایع قادر شده اند ماشین آلات و ابزارهای خاص مورد نیازشان رابرای رسیدن به تولید با ظرفیت بالا به خدمت بگیرند. فرآیند طراحی در حدی از کیفیت عرضه میشود که هزینه های تولید یک محصول متعادل بوده و قابل رقابت با تولیدات مشابه باشد.فرآیند طراحی ابزار در سلسلهمراحل تولید، بین فرایند طراحی محصول و تولید محصول واقع میشود. طراحی ابزار بایدفرآیندی در حال تغییر، پویا وخلاق باشد.

اهداف طراحی ابزار:
هدف اصلی در طراحی ابزارافزایش تولیدبا در نظر گرفتن کیفیت مورد نیاز و همچنین کاهش هزینه های تولید است.برای رسیدن به این هدف، طراح لازم است اهداف زیر را در نظر بگیرد:
- ابزار هایی با عملکرد سادهخلق کند تا حداکثر بازدهی اپراتور تأمین شود.
- ابزارهای طراحی شده به گونهای باشد که بتوان قطعه کار را با کمترین هزینه توسط انها تولید کرد.
- با به کار گیری این ابزارها،تولید با کیفیت مستمر ویکنواخت حاصل گردد.
- بتوان از یک ماشین تولیدی،تولید بیشتری گرفت.
- طراحی ابزار به گونه ای باشدکه به کارگیری آن به صورت غلط توسط اپراتور ممکن نباشد.
- ابزار ها از موادی ساخته شودکه عمر کاری مناسبی داشته باشد. 

- ایمنی اپراتور در به کار گیری ابزار رعایت شود.

جیگ و فیکسچر

جيگ ها و فيكسچرها وسايل نگهدارنده‌اي هستند كه بابه كارگيري آنها ميتوان قطعات مشابه هم را با دقت مورد نياز توليد نمود.با استفاده از اين وسايل، موقعيت ابزارهاي برشي نسبت به قطعه كار مشخص مي‌گردد.براي تأمين اين نظر،جيگ وفيكسچر به گونه‌اي بايد طراحي وساخته شودكه بتوان قطعه‌ كار را پس ازقرار دادن و محكم كردن در آن ،به راحتي ماشينكاري كرد.
جيگ وفيكسچر از نظر عملكرد بسيار به هم شباهت دارند،تفاوت اين دو در نحوه هدايت ابزار به سمت قطعه كار است.از نقطه نظر قطعات به كار رفته ، نظير پين هاي قرار و قطعات تعيين موقعيت ، جيگ و فيكسچر با هم مشابه هستند.ميتوان گفت كه تفاوت اصلي بين اين دو در جرم و حجم آنها است.با توجه به اينكه هنگام عمليات توليدي به فيكسچرها نيروهاي بيشتري وارد مي شود،نسبت به جيگ مشابه ساختمان قويتر وبزرگتري دارد.
جيگ يا قيد يك وسيله نگهدارنده مخصوص است كه قطعه‌كارداخل آن نگه داشته شده يا روي آن قرار مي گيرد تا عمليات ماشينكاري روي آن صورتگيرد.جيگ علاوه بر قطعه كار ابزار ماشيني را به صورت دقيق ،سريع و مطمئن هدايت ميكند.معمولاً جيگ ها بوش هاي هدايت كننده از جنس فولاد سخت شده دارند و براي عملياتسوراخكاري ،برقوزني ،قلاويزكاري وفرآيندهاي مشابه به كار مي‌روند.
فيكسچر يا بند ،وسيله‌اي نگهدارنده است كه فقط قطعه‌ كار روي آن محكم مي شود تا عمليات ماشينكاري روي آن انجام شود.با استفاده از فيكسچر مي‌توان موقعيت ابزار برشي نسبت به قطعه‌كار را، با استفاده از فيلر يا دستگاه تنظيم كننده، تنظيم نمود.فيكسچر را بايد روي دستگاه توليدي محكم بست.فيكسچرها ابزار هايي براي موقعيت دهي و نگهداري قطعات هنگام براده‌برداري روي ماشينهاي تراش، فرز، صفحه تراش،سنگ و اره هستند و هنگام جوشكاري ومونتاژ نيز استفاده ميشوند.در فيكسچرها وسايل راهنماي ابزار وجود ندارد و ابزار براده‌برداري مستقيماً با قطعه‌كار در تماس است.
قواعد زيادي هنگام طراحي جيگ و فيكسچر بايد رعايت شود:
اسكلت و چهار چوب اصلي قيد بند بايد به اندازهكافي محكم باشد تا در اثر نيروهاي حاصل از ماشينكاري انحراف وپيچيدگي در آنهاايجاد نشود و در هنگام براده برداري لرزش ايجاد نگردد.
چهار چوب ممكن است از قطعات مختلفي ساخته شود كهاين قطعات از طريق جوشكاري يا توسط پيچ ومهره به هم متصل مي‌شوند.
در هنگام برداشتن و بستن قطعه‌ كار، كليه حركات ماشينكار منظم ودر حداقل زمان ممكن باشد.
همه گيره ها،پين هاي قرار و موقعيت دهنده ها درمعرض ديد قرار داشته باشند ودر دسترس ماشينكار جهت تميز كردن يا موقعيت دهي يامحكم كردن باشند.
در طراحي قيد و بست خروج براده در نظر گرفته شود تا براده ها به راحتي خارج شده و در داخل قيد و بست انبار نگردد زيرا وجود براده در وقت موقعيت دهي موٌثر است.
قيد و بست توانايي موقعيت دهي قطعات در حد مجاز تلرانس را داشته باشند.
جايگزين كردن قطعه كار داخل قيد و بست به راحتيصورت گرفته و قطعه‌كار در موقعيت صحيح قرار گيرد.
همه اصول ايمني جهت حفاظت ماشينكار رعايت گردد.
انواع جيگ‌ها براساس روش ساخت:

دو نوع جيگ‌هاي باز و جيگ‌هاي بسته از اين نظر شناخته شده‌اند.جيگ‌هاي باز ساختمان ساده‌اي دارند و موقعي استفاده مي‌شوند كه لازم باشد عمليات سوراخكاري روي يك طرف قطعه‌كار انجام شود.چنانچه وجوه مختلف قطعه‌كار نياز به سوراخكاري داشته باشد معمولاً از جيگ‌هاي بسته استفاده مي‌شود.

-جيگ‌هاي باز عبارتند از:جيگ‌هاي صفحه‌اي،جيگ‌هاي پايه‌دار،جيگ‌هاي باصفحات زير و‌ رو و جيگ‌هاي قائم‌الزاويه.
-جيگ‌هاي بسته عبارتند از: جيگ‌هاي بسته چندوضعيتي،جيگ‌هاي ناوداني و جيگ‌هاي با صفحه متحرك.

جيگ‌هاي صفحه‌اي ساده،براي سوراخكاري سريع به كارمي‌روند و دقت زيادي ندارند.اين جيگ‌ها ساده‌ترين و ارزان‌ترين نوع جيگ‌ها محسوبمي‌شوند.بعضي از اين جيگ‌ها ممكن است بوش سوراخكاري نيز نداشته باشند.

جيگ‌هاي صفحه‌اي با پيچ تنظيم كننده، تنها تفاوت آن‌ها با جيگ‌هاي صفحه‌اي ساده در اين است كه به يك پيچ محكم كننده براي بستن قطعه‌كار مجهز شده‌اند.با توجه به تعداد قطعاتي كه قرار است با اين جيگ توليد شود،مي‌توان آن را با بوش سوراخكاري و يا بدون بوش سوراخكاري ساخت.

جيگ‌هاي پايه‌دار،هنگامي استفاده مي‌شوند كه قطعه‌كاري كه با جيگ‌هاي صفحه‌اي فوق سوراخكاري مي‌شود بزرگ باشد و ممكن است لازم باشد پايه‌هايي رابه ساختمان جيگ اضافه نمود.

جيگ‌هاي با صفحات زير و رو،براي سوراخكاري قطعات با ضخامت كم يا از جنس مواد نرم،ايده‌آل است.در واقع در اين جيگ‌ها يك صفحه زيري به جيگ صفحه‌اي اضافه شده است.با استفاده از اين جيگ از خم شدن يا انحراف قطعه‌كار به هنگام سوراخكاري جلوگيري مي‌شود.

جيگ‌هاي قائم‌الزاويه،براي سوراخكاري قطعاتي استفاده مي‌شوندكه موضع ماشينكاري روي آنها نسبت به سطح اتكاي مناسب قطعه،زاويه قائمه داشته باشد.پولي‌ها،چرخ دنده‌ها و بوش‌ها ازجمله اين قطعات محسوب مي‌شوند.


جيگ‌هاي بسته چند وضعيتي،به گونه‌اي طراحي مي‌شوند كه تمام ابعاد قطعه‌ كار را در بر گيرند.با استفاده از اين جيگ مي‌توان وجوه مختلف قطعه‌كار را،بدون اينكه لازم باشد آنرا در جيگ‌هاي مختلف بست،به طور كامل ماشينكاري نمود.

جيگ‌هاي ناوداني،ساده‌ترين نوع از جيگ‌هاي بسته محسوب مي‌شوند.قطعه‌كار در اين جيگ بين دو وجه نگاه داشته مي‌شود و از طرف وجه سوم ماشينكاري مي‌شود.

جيگ‌هاي باصفحه متحرك،كه از انواع جيگ‌هاي بسته به شمار مي‌روند،يك صفحه متحرك دارند كه به واسطه جيگ‌هاي دوراني براي ماشينكاري سوراخ‌هايي كه در پيرامون قطعه‌كار دايره‌اي شكل قرار دارند،به كارمي‌روند.براي سوراخكاري اين سوراخ‌ها، قطعه‌كار از محور مركز دوران روي جيگ قرار گرفته وبا به كارگيري يك پين قرار فنري به اندازه زاويه مورد نظر چرخانده مي‌شود.

جيگ‌هاي آماده،نيز در بازار يافت مي‌شوند.اين جيگ‌ها بايد توسط خريدار به فرم دلخواه اصلاح شود.

جيگ‌هاي چند ايستگاهي،جيگ‌هايي هستند كه چند قطعه‌كاررا مي‌توان روي آن نصب كرد.از اين جيگ در دستگاه‌هاي چند محوره استفاده مي‌شود،ولي مي‌توان آن راروي دستگاه تك محوره نيز بست.

انواع جيگ‌ها براساس تشابه ظاهري:

قيد‌هاي شابلوني، قيد‌هاي بسيار ساده‌اي مي‌باشند كه جهت سوراخكاري قطعات بزرگ مورد استفاده قرار مي‌گيرند و ممكن است در آنها از قطعات موقعيت دهي استفاده نشده باشد و با اندازه‌گيري موقعيت لازم را ايجاد نمايند و به صورت يك صفحه شابلوني ساده كه روي قطعه‌ كار قرار مي‌گيرد، ساخته مي‌شود و ممكن است جهت موقعيت دهي از لبه‌ هاي قطعه‌ كار براي موقعيت دهي استفاده شود.
قيد‌هاي قابلمه‌اي ،از اين نوع قيد‌ها براي قطعات كوچك استفاده مي‌شود.اين قيد‌ها معمولابه صورت استوانه‌اي بوده و قطعه‌ كارداخل آن موضع دهي مي‌شود.صفحه بوش نيز به صورت استوانه‌اي يا پولك مانند مي‌باشد،كه روي قطعه‌ كار قرار مي‌ گيرد.
قيد‌هاي چفتي، ساختمان اين قيد‌ها به شكل مكعب يا مكعب مستطيل بوده كه دو طرف آنها باز مي‌باشد و بيشتر داراي يك صفحه بوش مي باشند كه اين صفحه لولايي بوده و با يك گيره پيچي لولايي گيره بندي مي‌شود.هنگام تعويض قطعه‌كار صفحه لولايي باز شده و قطعه‌ كار را تعويض مي‌نمايند.
قيدهاي جعبه‌اي،اين نوع قيد‌ها مانند قيد‌هاي چفتي بوده با اين تفاوت كه از هر شش وجه آن مي‌توان به عنوان صفحه بوش استفاده كرد و در اطراف قطعه‌كار هر جا كه لازم باشد عمل سوراخكاري يا برقوكاري را انجام داد.تعويض قطعه‌كار نيز مانند قيد‌هاي چفتي با باز كردن صفحه بوش لولايي ميسر مي‌باشد.
قيد‌هاي معلق يا وارونه،هنگامي كه قطعه‌ كار شكل هندسي معين نداشته باشد از اين نوع قيد‌ها جهت سوراخكاري آنها استفاده مي‌شود و جهت تعادل قطعه‌ كار از پايه‌اي طويل نسبت به ارتفاع آن استفاده مي‌شود.هنگام باز و بسته كردن قطعه قيد را وارونه نموده به طوري كه صفحه بوش روي ميز تكيه نمايد و هنگام سوراخكاري روي پايه‌ها قرار مي‌گيرد.
قيد‌هاي ميله‌اي،اين نوع قيد‌ها جهت قطعاتي كه داراي سوراخ مي‌باشند استفاده مي‌شود و قطعه از طريق سوراخ موجود در آنبه كمك يك ميله موقعيت مي‌گيرد. قيد داراي يك صفحه زيري است كه در يك طرف آن پايه ‌ها و در طرف ديگر آن ميله‌اي جهت موقعيت دهي استفاده مي‌شود و صفحه بوش نيز روي اين ميله قرار دارد.
قيد‌هاي كانالي، قيد‌هاي رديفي يا كانالي جهت ايجاد سوراخ‌‌هاي رديفي روي قطعه‌كار مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

ساختمان قيد‌ها:

ساختمان قيد از قسمت‌ هاي زير تشكيل مي‌شود:
1- بدنه قيد‌ها

بسته به دقت،شكل و اندازه قطعه‌كار مورد نياز،بدنه قيد‌ها را مي‌توان از صفحات فولادي يا ميل‌گرد طراحي نمود،يا از طريق جوشكاري يا پين و پرچ و پيچ‌ و‌ مهره به يكديگر اتصال داد و يا به صورت ريخته‌گري ساخت،همچنين بدنه‌هاي استوانه‌اي را مي‌توان تراشكاري نمود.

2- پايه‌ها

براي حداقل كردن سطح قيد با ميز مته و همچنين جهت تعادل مطلوب قيد طراحي پايه مي‌تواند مؤثر باشد.پايه‌ها را مي‌توان از پين‌ هاي استوانه‌اي ساده و يا به صورت چند ضلعي طراحي نمود و نحوه اتصال آنها به بدنه را مي‌توان به شكل پرسي يا پيچي طراحي نمود.

3- صفحه بوش
صفحه بوش‌ ها را مي‌توان از صغحات  فولادي و يا به صورت ريخته‌ گري طراحي نمود. بوش‌هاي راهنما روي اين صفحه نصب مي‌شوند.
4- قطعات موضع دهي
براي موضع دهي دقيق كار در داخل قيد بايد تسهيلاتي در نظر گرفته شود،كه به صورت‌هاي مختلفي كه در قسمت موقعيت دهي شرح داده مي‌شود، مي‌ توان اين امكانات را طراحي نمود.
5- قطعات گيره‌بندی

براي محكم كردن قطعه كار درموقعيت مطلوب بايد تسهيلاتي جهت گيره بندي قطعه‌كار در نظر گرفته شود،كه طرح‌هاي مناسب گيره‌بندي در قسمت گيره‌ بندي شرح داده خواهد شد.

6- بوش‌ها
از بوش‌ها جهت راهنمايي دقيق ابزار در محل مناسب داخل قطعه‌كار استفاده مي‌گردد. بوشها ممكن است به صورت استوانه‌اي ساده بدون سر يا به صورت پله‌اي (سردار)‌‌ساخته شوند.از بوش‌هاي پله‌اي وقتي استفاده مي‌شود كه بايستي عمق سوراخ را قابل كنترل كرد.چون ابزار براده‌ برداري در تماس با بوش‌ها هستند بوش به مرور ساييده شده و براي اينكه مته به محل دقيق سوراخكاري راهنمايي شود، بوش را سخت مي‌نمايد.اگر تعداد قطعات زياد باشد تعويض بوش‌ها امري ضروري است.عبور براده‌ها از داخل بوش‌ها باعث گرم شدن بوش‌ها شده كه در نتيجه دوام بوش‌ها كم مي‌گردد بنابراين بايد تا حد امكان خروج براده از داخل بوش‌ها حداقل باشد.براي اينكه بوش داخل صفحه دريل به خوبي جاي گيرد،سوراخ پخ خورده و زير صفحه بوش شيار تو رفته حلقوي زده مي‌شود. طول بوش‌ها معمولاً دو برابر قطر سوراخ‌ها و سوراخ كمي بزرگتر از قطر مته در نظر گرفته مي‌شود.

هنگام سوراخكاري روي قطعات شيب‌دار، دنباله بوش را مطابق با شيب قطعه طراحي نموده كه در اين حالت بوش به قطعه كار مماس مي‌گردد تا مته هيچگونه حركتي از مركز سوراخ نداشته باشد‌و ناگزير براده‌ها از داخل بوش به بيرون هدايت مي‌گردد.

وقتي سطحي كه بايد سوراخ زده شود در فاصله دوري از صفحه سوراخكاري قرارداشته باشد از بوش دنباله‌دار استفاده مي‌گردد.وقتي بوش خيلي طويل است سوراخ بوش طوري است كه فقط سمت انتهايي آن كه نزديك به قطعه‌ كار است، هم قطر مته بوده وعامل كنترل است.
انواع فيكسچرها
انواع فيكسچر‌ها بر اساس روش ساخت آنها تعيين مي‌شود.انواع رايج فيكسچر‌ها عبارتند از: فيكسچرهاي صفحه‌اي، فيكسچرهاي قائم‌ الزاويه ،فيكسچرهاي دوراني ، فيكسچرهاي چند ايستگاهي و گيره‌ها.

فيكسچرهاي صفحه‌اي، ساده‌ترين انواع فيكسچر‌هاهستند.قسمت اصلي اين فيكسچر يك صفحه پايه است كه قطعات مختلفي نظير پين‌هاي قرار و نگه‌دارنده بر روي آن نصب مي‌شود.

فيكسچر قائم‌ الزاويه،نوع اصلاح شده فيكسچر صفحه‌اي است.با استفاده ازاين ابزار مي‌توان قطعه‌ كار را در سطوحي عمود بر سطح قرار آن ماشينكاري نمود.البته مي‌توان اين فيكسچر را به گونه‌اي طراحي كرد كه بتوان توسط آن قطعات را تحت زاويه دلخواه نيز ماشينكاري نمود.

فيكسچر هاي دوراني،هنگامي به كار ميروند كه لازم باشد مواضع ماشينكاري روي قطعه‌كار در فواصل منظم در پيرامون آن قرار داشته باشد.

فيكسچرهاي چند ايستگاهي،هنگامي استفاده مي‌شوند كه تعداد توليد و سرعت توليد بالا مورد نياز بوده و سيكل عمليات ماشينكاري پيوسته باشد.

گيره‌ها،متداول‌ ترين نوع فيكسچرها هستند.گيره‌ها در واقع فيكسچر ساده‌اي براي نگه داشتن قطعات محسوب مي‌شوند.بااصلاح فرم فك‌هاي گيره مي‌توان آن را براي نگه داشتن قطعات با شكل‌هاي مختلف مورداستفاده قرار داد.

فيكسچرهاي قابل نصب روي گيره،اين نوع از فيكسچرهاي صفحه‌‌اي معمولاً كوچك،ساده و سبك هستند.اين فيكسچرها به جاي آنكه مستقيماً روي ماشين نصب گردند، روي گيره يا سه نظام ماشين مهار مي‌شوند. قطعات كوچك كه نياز به ماشينكاري كمي دارند را معمولاً روي اين فيكسچرها مي‌بندند.فيكسچرهاي صفحه‌اي و فيكسچرهايي كه روي گيره نصب مي‌شوند،از نظر ظاهري مشابه‌اند.مي‌توان گفت تنها تفاوت آنها در اين است كه روي جيگ‌هاي صفحه‌اي مي‌‌توان قطعات بزرگتري راقرار داده و ماشينكاري نمود.

اصول موقعيت‌دهي:

براي مهار كردن يا بستن درست قطعه كار، ابتدا بايد قطعه‌كار را داخل قيد يا بست مستقر كرد كه اين نحوه استقرار را موقعيت‌دهي يا موضع‌دهي قطعه‌كار مي‌نامند.براي جلوگيري از حركت قطعه‌كار به هنگام ماشينكاري و قرار گرفتن مطلوب آن به مهارت زيادي در طراحي نياز است.موقعيت‌دهي از دقيق‌ترين سطح قطعه‌كار انجام مي‌شود.موقعيت‌ دهي بايد از حركات خطي ودوراني قطعه‌كار در طول و حول سه محور اصلي (شش درجه آزادي)‌ جلوگيري نمايد.سيستم موقعيت‌دهي بايد سرعت و سهولت لازم را جهت گذاشتن و برداشتن قطعه‌كار تأمين كند.از موقعيت دهنده‌ هاي زائد بايد پرهيز نمود.سيستم موقعيت دهي بايد از جاي‌گزاري غلط قطعه‌ كاردر يك بند، جلوگيري نمايد.پين‌ هاي قرار را نبايد قطعات فرعي تصور كرد و طراح لازم است در طرح خود نهايت توجه را به آنها نمايد.


معمولاً موضع دهنده‌ ها از بدنه جيگ و فيكسچر جداگانه ساخته مي‌شوند و جنس آنها از فولاد سخت يا از فولادي كه سختي سطحي دارد، مي‌باشند كه به دقت و اندازه مورد نظر سنگ زده شده است و سپس بادقت در بدنه جيگ يا فيكسچر جا زده مي‌شود.

اجزاي موقعيت دهنده ممكن است از قطعاتي به شكل مسطح،استوانه‌اي،مخروطي،جناقي،پين‌ها و‌ ابزار‌هاي مركز‌ كننده ونظاير اين‌ها تشكيل گردد.

هنگام موقعيت دهي قطعات بايددر نظر داشت كه هر چه سطح تماس قطعه‌كار با بدنه قيد و بست‌ها و پين‌ها كمتر باشد استحكام و تعادل قطعه‌ كار كمتر خواهد بود.نحوه تماس قطعه‌كار و اجزاي موقعيت دهي رامي‌توان به شكل نقطه‌اي،خطي يا سطحي طراحي كرد.

طراح بايد در طراحي ابزار به نكات زير توجه نمايد:

*محل قرار گرفتن پين‌هاي قرار

*تلرانس ماشينكاري قطعه‌كار

*عملكرد بدون خطاي ابزار

*عدم افت دقت پس از استفاده زياد

*آرايش دادن پين‌هاي قرار

ساده‌ ترين موقعيت دهنده‌هاي قيد و بند‌ها، پين‌ها يا قرارهاي ماشينكاري شده هستند كه به منظور تكيه‌ گاه قطعات استفاده مي‌شوند.براي پايين آوردن هزينه و زمان ماشينكاري پين ها را به صورت جدا از بدنه قيد و بند مي‌سازند و براي جلوگيري از استهلاك آنها بعد از ماشينكاري پين‌ها راسخت مي‌ نمايند و به صورت فشاري و پيچي به بدنه متصل مي‌كنند.در مواردي پين ها روي بدنه قيد وبند از طريق ماشينكاري به صورت برجستگي‌هاي استوانه‌ اي شكل ساخته ‌مي‌شوند كه از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نيست.

در صورتي كه امكان داشته باشد،پين‌هاي قرار بايد به قسمتي از قطعه‌ كار كه قبلاً ماشينكاري شده است تكيه كند.با اين كار دقت عملكرد دستگاه تضمين شده و قطعات بسته شده روي جيگ يا فيكسچر به طور يكسان ماشينكاري خواهند شد. قابليت ماشينكاري يكسان، خصوصيتي است كه به واسطه آن بتوان قطعات مختلف را به صورت يكسان و در محدوده تلرانسي ماشينكاري نمود.

پين‌هاي قرار تا آنجا كه ممكن است بايد دور از هم قرار گيرند.با اين كار از پين‌هاي كمتري استفاده شده و اين اطمينان حاصل مي‌شود كه  تماس كامل بين سطوح قرار وپين‌ها برقرار شده است.پين‌هاي قرار به گونه‌اي روي جيگ و فيكسچر نصب مي‌شوند كه براده‌ها و اجسام كوچك در اثر ماشينكاري پديد مي آيند،مشكل آفرين نباشد.در صورت نياز مي‌توان از گاه‌ گيري به روش مناسب استفاده نمود.

پين‌ها ممكن است به صورت افقي يا عمودي در بدنه قيد و بند نصب شوند كه معمولاً پين‌هاي عمودي بلندتر از پين‌هاي افقي است.سطح تماس پين‌ها با قطعه‌كار بسته به كيفيت سطح قطعه‌كار متفاوت بوده .هر چه سطح قطعه‌كار خشن‌تر باشد سطح تماس پين‌ها كوچكتر است و بر عكس هرچه سطح تماس قطعه‌كار مسطح و صاف باشد از پين‌ها با سطح مقطع بيشتر مي‌توان استفاده كرد.
براي موضع دهي از پين‌هاي قابل تنظيم نيز ممكن است استفاده شود.معمولاً از پين‌هاي قابل تنظيم براي قطعات سنگين و در مواردي كه نيرو زياد است، استفاده مي‌شود. سطوح آهنگري يا ريخته‌گري شده را با كمك پين‌هاي قابل تنظيم مي‌توان موقعيت‌ دهي كرد.

در مواردي كه روي قطعه‌ كار سوراخ‌هايي تعبيه شده باشد با استفاده از پين‌ها، موقعيت‌دهي از طريق سوراخ‌هاي قطعه‌كار انجام مي‌گيرد.در اين موارد لقي بين پين‌ها و سوراخ‌ها بايد در حد مناسبي باشد زيرا اگر قطعات روي پين‌ها فشاري جا زده شوند در اثر نيروهاي براده برداري ممكن است قطعه‌كار محكم شده و امكان كوچكترين ارتعاش را از قطعه‌كار بگيرد كه اين موجب شكستن احتمالي ومشكلاتي در تعويض قطعه‌كار خواهد شد.

همچنين در قطعاتي كه داراي يك يا چند سوراخ است ممكن است موقعيت دهي از طريق يك يا دو سوراخ قطعه‌كار انجام گيرد،در چنين حالتي هنگام تعويض ممكن است قطعه با كمي انحراف در لبه پين گير كرده و موقعيت نگيرد.

هنگامي كه در قطعات سوراخ‌دار موقعيت دهي قطعه‌ كار از طريق دو سوراخ قطعه‌كار به وسيله پين‌ها صورت مي‌گيرد،براي سهولت جابه‌جايي موقعيت دهي هنگام تعويض قطعات،به جاي اينكه از دو پين استوانه‌اي شكل استفاده گردد از يك پين  استوانه‌اي و يك پين چند ضلعي(پين الماسه)بهره مي‌گيرند.

فيكسچرهاي فرزكاري:

جهت و مقدار نيرو در فرزكاري به طور قابل توجهي به نوع ماشين فرز،نوع ابزار برش و جهت حركت بستگي دارد.فيكسچرهاي فرزكاري بايد بزرگ وسنگين باشند تا در برابر نيروهاي اعمال شده از ابزار برش مقاومت نموده و ارتعاشات حاصله را تحمل نمايد.نيروي حاصل از فرزكاري بايد به بدنه‌اي  سخت و مقاوم منتقل شود.اين نيروها نبايد به سمت گيره‌ها و قطعات متحرك راه يابد.اگر از گيره استفاده مي‌شود بهتر است نيروي حاصل از فرزكاري به‌ سمت فك ثابت آن هدايت شود.فيكسچرها بايد كاملاً به ميز ماشين فرز گيره شوند تا از لغزش در مقابل نيروي فرزكاري در امان باشد.بر خلاف سوراخكاري،براده‌هاي فرزكاري ناپيوسته هستند.وقتي براده‌ها در حفره‌اي بزرگ جمع شوند،نياز به دريچه‌هاي بزرگ براي تخليه آنها و تميز كردن بند لازم خواهد بود.قسمت‌هاي مختص فيكسچرهاي فرزكاري عبارتند از: قطعه تنظيم كننده و زبانه‌هاي موضع دهي.

فيكسچرهاي تراشكاري:

فيكسچر تراشكاري اساساً شامل اجزاي موقعيت دهي وبستن قطعه‌كار است.در طراحي فيكسچرهاي تراشكاري علاوه بر نگه‌داري قطعه،دوران آن نيز بايد در نظر گرفته شود.اين گونه فيكسچرها جهت پيشاني تراشي،سوراخ تراشي و كلاً تراشكاري مورد استفاده قرار مي‌گيرند.براي همه اين فرآيندها، قطعه‌كار بايد به طور صحيحي نسبت به محور دوار ماشين،موضع دهي شود.براي سوراخ تراشي يا روتراشي،محور سوراخ يا قطر خارجي قطعه‌كار،كه بايد ماشينكاري شود، مي‌بايست نسبت به محور ماشين تنظيم گردد.در بيشتر ماشين‌هاي تراش يك صفحه پشتي تعبيه شده‌ است كه به طور دائم روي محور ماشين نصب گرديده است.صفحه پشتي جهت موقعيت دهي و بستن فيكسچرهاي تراشكاري،صفحه نظام‌ها وديگر نگه‌دارنده‌هاي قطعات بر روي ماشين مورد استفاده قرار مي‌گيرند.در صفحه پشتي تعداد سه سوراخ يا بيشتر،به طور هم فاصله جهت بستن فيكسچرهاي تراشكاري، تعبيه شده است.بيشتر فيكسچرهاي تراشكاري قطعات به خصوصي هستند كه جهت بارگزاري،موقعيت دهي‌ و بستن سريع قطعات در توليد انبوه،به كار گرفته مي‌شوند.

فيكسچر تراشكاري بايد طوري طراحي شود كه نيروهاي پيچشي حاصل از عمليات تراشكاري را خنثي نمايد.اگر لازم است قطعه‌كار خارج از مركز بسته شود،به بالانس كردن سه نظام يا چهار نظام يا بست‌هاي ديگر توجه شود.
فيكسچرهاي سنگ‌زني:
فيكسچرهاي سنگ زني كه از آنها براي سنگ زني سطوح كار استفاده مي‌شود،عملكردي مشابه با فيكسچرهاي فرزكاري داشته ولي از دقت بيشتري برخوردارند.به همين ترتيب فيكسچرهاي سنگ‌زني به سطوح استوانه‌اي نبز مشابه فيكسچرهاي تراشكاري مي‌باشند.فرق اين فيكسچرها با فيكسچرهاي تراشكاري در اين است كه،در اين فيكسچرها عمل موضع دهي بر روي محور ماشين به كمك يك ساعت اندازه‌گيري،به دقت صورت مي‌گيرد.ار اين رو در اين سيستم يك تنظيم كننده قطر نيز پيش‌بيني شداست.غالباً قطعات استوانه‌اي كوچك با درني كه از آنها عبور داده شده است و به ماشين تراش بسته گرديده،وضعيت داده مي‌شوند.
فيكسچرهاي خانكشي:

خانكشي روشي سريع و دقيق براي براده برداري از قطعات فلزي است.دقت سوهان خانكشي توسط فيكسچر، كه قطعه‌ كار را موقعيت دهي نموده و سوهان را در محل دقيق هدايت مي‌نمايد، بر روي قطعه‌ كار منتقل مي‌شود.در نتيجه بشتر فيكسچرهاي خانكشي اعمال زير را انجام مي‌دهند:

*قطعه‌كار را در محل صحيح نسبت به ماشين موقعيت دهي مي‌كنند.

*سوهان را هدايت مي‌نمايند تا ابعاد مورد نياز بر روي قطعه‌ كار ايجاد گردد.

ميز ماشين‌هاي خانكشي عمودي و هفقي هر دو دارايسوراخي براي استقرار بند هستند.در بند‌ها سوراخي تعبيه ميگردد تا با قرار گرفتن درسوراخ روي ميز،فيكسچر را در موقعيت دقيقي نسبت به ماشين قرار دهند و فيكسچر هم،قطعه‌كار وسوهان را در وضعيت دقيقي نسبت به يكديگر،مستقر مي‌نمايد.

جيگ وفيكسچرهاي نشانه گذار:

از جيگ و فيكسچرهاي نشانه‌گذار هنگامي استفاده مي‌كنيم كه بايد كار را نسبت به ميز ماشين يا محور دستگاه در فاصله بين ماشينكاري قسمت‌ هاي مختلف مختلف آن،حركت دهيم.

جيگ خط‌ كشي،براي خط‌كشي يانشانه‌گذاري قطعات مشابه به كار مي‌رود.از اين جيگ‌ها براي نشانه‌گذاري سوراخ‌ها،خط‌كشي فرم‌ها يا جزئيات پيرامون استفاده مي گردد.وقتي قرار باشد قطعات متقابل كه بايد روي هم مونتاژ شوند، علامت گذاري شود مي‌توان از اين جيگ استفاده گردد.ضخامت صفحه جيگ بايد آنقدر باشد كه بتواند اجزاي جيگ را با صلبيت كافي روي خود نگاه دارد.

از نشانه گذاري خطي هنگامي استفاده مي‌شود كه لازم است سوراخ‌هايي متعدد در طول يك نوار طولي زده شود.اگر سوراخ‌ها در يك خط رديف گرديده،و متساوي الفاصله باشند،فقط به يك بوش سوراخكاري نياز بوده و قبل از مته زدن به هر سوراخ بايد قطعه‌كار زير آن قرار گيرد.چنانچه تمام سوراخ‌ها در يك امتداد نبوده و يا متساوي الفاصله نباشند،به بيش از يك بوش نياز است.

از نشانه گذاري دوراني هنگامي استفاده مي‌شود كه لازم است سوراخ‌هاي متعددي روي يك دايره بزرگ زده شود ياوقتي كه تراشيدن سوراخ‌هاي شعاعي يا شكاف‌هاي متعددي مورد نظر باشد.